و خدایی که در این نزدیکیست
و خدایی که در این نزدیکیست،لای گلهای حیاط، بر سر طفل یتیم، سر سجاده تو،ته چشم مادر ،و چنان نزدیکست که نمی پنداری
چرا این همه دعا کردم و از خدا خواستم ، خدا دعاهایم را برآورده نکرد؟
او من را فراموش کرده و به من توجهی نمی کند
همش الکیه، پس کو؟ من دیگه خسته شدم. اصلا خدا گوش نمی ده
اگر شما هم تا به حال این جملات را گفته اید، دعوت می کنم ادامه متن را از دست ندهید
داریم، ادعونی استجب لکم. بخوانید مرا، اجابت کنم شما را. خیلی ها این را می گویند. بعد شاکی می شوند که من دعا کردم و برآورده نشد. راستش را بخواهید،گفته جوابتان را می دهم، نگفته جوابم بلی هست! گفته جواب می دهم. یعنی می تواند جواب خدا به دعای شما بلی ، یا خیر باشد. ولی مطمئن باشید بی جواب نمی گذارد. زیرا خداوند هیچ گاه آیاتش و وعده هایش را خلاف نمی کند. باز هم در قرآن داریم که چه بسا انسان چیزی را به خیال خیر از خدا بخواهد و دعا کند، ولی برای او خیر نباشد و چه بسا چیزی که انسان شر می پندارد و خیر او در آن است. امّا حال چه کار باید کرد؟ دعا نکنیم؟
داریم، اگر دعای شما نبود، چه توجهی به شما داشتیم؟ یا داریم فذکرونی اذکرکم.یعنی یادم باشید تا یادتون باشم. سوال بزرگ اینجاست
من وقتی دعا می کنم. واز خدا چیزی را می خواهم ، چه می شود؟پس چرا آرزویم برآورده نشد؟
او بلافاصله به شما گوش می دهد. آنچه را می خواهید برآورد می کند. نه برآروده! خیر وشرش را می داند. و بلافاصله پاسخ می دهد. ممکن است آن چیزی را که می خواستید به شما بدهد، ویا آن را ندهد و یا چیزی بهتر از آن را به شما بدهد. او مهربان است، حتی اگر آن چیزی را که خواستید وصلاحتان نبود به شما ندهد، شما را دست خالی بر نمی گرداند. کاری نخواهد کرد که در قیامت از او گله کنید
فقط اگر هنوز نیاز هایتان برآورده نشده، فقط صبور باشید. زمانش می رسد.او شنیده، جواب داده و کل هستی را برای برآورده کردن آرزوی شما بسیج فرموده. دستانتان را خالی کنید. کسی با دست پر نمی تواند دعا کند. دستانتان را و امیدتان را به سوی دیگری هم دراز نکنید. توی قرآن داریم، یوسف با آن همه یوسف بودنش وقتی از هم زندانی اش خواست تا او را نزد پادشاه یاد کند، چون خدا را فراموش کرد و به سوی دیگری دست دراز کرد، بیش تر در زندان ماند
فقط صبور باشید و مطمئن. مطمئن از این که شما را گله مند از این دنیا نخواهد برد. در پایان این را می توان گفت
این حقیقت است که خیلی چیز ها را خواستم، خیلی ها برآورده شدند، و خیلی ها هم نه. این حقیقت است که خیلی از چیزهایی را که خواستم بدست نیاوردم. ولی به چند سال قبل که نگاه می کنم، و به امروزم که می نگرم، اذعان دارم، هر چه بدست آرودم و یا برایم اتفاق افتاد ، به صلاحم بود. امروز آن را می فهمم. شاید آن روز تحملش واقعا سخت بود. شاید چند سال بعد به سختی های امروزم لبخند بزنم
من دعا می کنم. می دانم که می شنوی. جواب می دهی. و دست خالی برم نمی گردانی.این نه از پاکی من، بلکه از رسوایی من و لطف بی کران توست.