نظريه هاي يادگيري ساختن گرايي (Constructivism)
( ديويي ، پياژه ، ويگوتسكي ، برونر ، آزوبل )
  

        اصول ساختن گرايي بر پايه آگاهي از يادگيري استوار است و پيام اصلي آن اين است كه دانش به يادگيرندگان منتقل نمي شود بلكه يادگيرندگان دانش را خود براي خود مي سازند. به عبارت ديگر فراگيران به شكلي فعال ، اطلاعات جديد را به اطلاعات قبل ارتباط داده و خود دست به ساختن دانش مي زنند.

        هدف نهايي ساختن گرايي ، حمايت از دانش آموزان است تا آنها را به متفكراني خلاق و حل كننده ي مسائل تبديل كند. دانش آموزي فكور كه قدرت استفاده از آموخته هاي خود را دارا باشد براي تحقيق اين هدف معلمان راهبردهاي آموزشي را به شكلي تدوين مي كنند كه فراگيران خودشان اصول و قواعد را كشف نموده و به طور فعال درباره موضوعات بحث كنند.

        در رويكرد ساختن گرايي ، در سراسر فرآيند يادگيري بر مهارت در حل مسئله ، تفكر انتقادي ، تجزيه و تحليل ، آفرينش و ارزشيابي تأكيد مي كند.

تدريس ساختن گرا

1- در تدريس ساختن گرا برخلاف تدريس رفتارگرا هدف انتقال اطلاعات نيست و لذا براي فراهم نمودن زمينه براي توليد دانش توسط فراگيران از رويكردهاي اكتشافي ، همياري و حل مسئله و فعاليت هايي مانند فعاليت هاي مشاوره ا ي ، آزمون ، فرضيه ، گردش علمي و ... استفاده مي شود.

2- در تدريس ساختن گرا از مواد آموزشي استفاده مي شود تا فراگيران بتوانند با آنها به دست ورزي پرداخته يا از آنها براي برقراري تعامل با محيط بهره گيرند.

3- در تدريس ساختن گرا ، كنترل و نظارت بر فرآيند يادگيري به فراگيران سپرده مي شود . در واقع شكلي از اكتشاف هدايت شده است كه يادگيرندگان با راهنمايي معلم ، فرصت كشف فعال
كاوشگري ، بحث و گفتگو ، ارزيابي نقطه نظرات و استدلال و تبادل عقيده را پيدا كنند.

4- در تدريس ساختن گرا ، يادگيري مشاركتي و جمعي مورد تشويق و حمايت قرار مي گيرد. كلاسهاي درس غالباً جوي شبيه كارگاه آموزشي دارد. در تدريس ساختن گرا دانش آموز از گروه مي آموزد و به گروه ياد مي دهد و تعاون و همكاري را به عنوان يك اصل مسلم در يادگيري مي پذيرد.

5- در تدريس ساختن گرا هدف ، به وجود آوردن لحظه اي است كه دانش آْموز بگويد « آهان فهميدم »

6- در تدريس ساختــــن گرا به منظور تعمــــيق درك و دريافت دانش آموزان از مفاهيم يا اصول معلم آنان را به شرح و بســط يافته هاي ذهني شان هدايت مي كند.

7- در تدريس ساختن گرا ، اختيارات يادگيــــــــري ويژه اي به دانش آموزان داده مي شود و كاوشگري از طريق هميــــــــاري بيش ترين سودمندي را عايد مي كند.

نقش معلم با رويكرد ساختن گرايي

ü      نقش آسان سازي فرايند ساخت دانش است و در اين فرايند يادگيرنده در مركز يادگيري است و معلم نقش راهنما و تسهيل كننده را بازي مي كند.اوبه يادگيرنده اجازه مي دهد تا دانش بسازد و نه اينكه دانش از طريق آموزش به او ارائه شود.

ü      معلمان با آگاهي از نظرات و تجارب قبلي فراگيران موقعيت هايي را طراحي مي كنند كه فراگيران بتوانند به بازسازي يا بسط دانش خود بپردازند. اين موقعيت ها از طريق فعاليت هاي آموزشي گوناگوني مانند پروژه ، تهيه گزارش ،‌كارورزي و ... ارائه مي شود.

ü      3- بخش مهمي از نقش معلمان در فضاي ساختن گرا سؤال كردن است و با توجه به اهداف پيش بيني شده پرسش هايي را مطرح مي كنند كه فراگيران را به پرسش كنندگاني ماهر تبديل مي كند.

ü      - آيا چيز تازه اي ديده ايد؟

ü      -  آيا مي توانيد راه ديگري بيابيد؟  چه اتفاقي مي افتد اگر ...

ü      4)معلمان فراگيران را در كشف توانـــــايي ها و علايق ياري مي كنند چون مي دانند هيچ انگيزه اي براي يادگيري قوي تر از علاقه ي عميق و وادارنده نيست.

ü      5- معلمان تفاوت هاي فردي را به عنوان عيب درنظر نمي گيرندبلكه آن را به عنوان «گنجينه هاي دانش » به حساب مي آورند.

ü      6- معلمان دانش آموزان را متفكراني به شمار مي آورند كه نظريه پردازان آينده خواهند بود.

ü      7- معلمان به صورتي هدفمند محيط را براي اخذ تجربه از سوي فراگيران آماده مي سازد.

ارزشيابي با رويكرد ساختن گرايي

1- به جاي ارزشيابي محصول ، فرايند ساخته شدن محصول و توليد دانش ارزيابي مي شود. چگونگي ساختن دانش مهم تر از ارزشيابي فرآورده هاي يادگيري است.

2- در رويكرد ساختن گرايي معلمان از طريق چك ليست و يا مشاهده ي فراگيران در حين ساختن چيزي، انجام تحقيق و همكاري و همياري با هم كلاسي به گردآوري اطلاعات اقدام مي كنند.

3- معلمان مجموع يا گزيده اي از كارهاي فراگيران در طي يك دوره ( محصولات و فرآيندها ) كه نشانگر گرايش هاي فردي فراگير است را نگه مي دارند. ( ارزشيابي پوشه اي)

4- معلمان براي فعاليت هاي پروژه اي اهميت زيادي قائلند و از فراگيران ميخواهند نمايشگاهي از عملكردهاي خود را در معرض ديد سايرين قرار دهند. اين كار به طرق گوناگون ، نشان مي دهد كه دانش آموزان چه مي دانند و قادر به انجام چه كاري هستند همچنين معلمان عموماً از دانش آموزان مي خواهند دست به خود ارزشيابي بزنند.

5- از آزمون هاي بازپاسخ و عملكردي براي ارزشيابي
دانش آموزان استفاده مي شود.

6- معلمان اندازه ي اثرگذاري تمرين هاي ارائه شده براي دانش سازي را مي سنجد و انتظارات به وجود آمده را بررسي مي كنند.

7- ارزشيابي با تدريس در هم آميخته است و با مشاهدات معلم و به كارگيري روش ها و ابزاري جديد صورت
مي گيرد.

8- مطلـــوب ترين حالت آن است كه ارزشيابي از يادگرفته هاي دانش آموزان با توجه به نحوه ي عملكرد آنها در محيط هاي واقعي انجام پذيرد.